حرف اول:

امروز یکم اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی شیرازی است. این روز بر همگان مبارک باد. به مناسبت این روز فرخنده، این رباعی زیبا از شیخ اجل سعدی بزرگ را به شما تقدیم می‌کنم:

ای کاش نکردمی نگاه از دیده

بر دل نزدی عشق تو راه از دیده

تقصیر ز دل بود و گناه از دیده

آه از دل و صد هزار آه از دیده 



حرف دوم:

این سه کتاب خوب را دانلود کنید و بخوانید. 

k2

دانلود



9999999999999999

دانلود



rtrtyrty

دانلود


حرف سوم:

fil




هنگام جابجایی فیل با هواپیما تعدادی جوجه‌ی مرغ در قفسش قرار می‌دهند. فیل برای آنکه مبادا پای خود را روی جوجه‌ها بگذارد حرکتی نمی‌کند! از فیل‌ها بیاموزیم؛ آنها که حقیقتاً موجوداتی بزرگ و عمیق‌اند چه در ظاهر و چه در باطن!

منبع: کانال «میدانستی؟» در تلگرام. 


بخش دوم دیدگاه‌های نظریه‌پردازان و عکاسان نامدار. 

بخش اول اینجاست. 

مترجم: امیدواری 

photo_2018_01_27_18_23_57

photo_2018_01_29_04_27_06

photo_2018_01_30_10_02_06

photo_2018_02_01_10_14_07

photo_2018_02_04_12_44_21

photo_2018_02_14_16_42_08

photo_2018_03_07_01_22_55

photo_2018_03_07_11_37_31

photo_2018_03_19_04_50_22

photo_2018_03_21_05_36_47

photo_2018_03_21_10_51_59

photo_2018_03_21_15_19_29

photo_2018_03_23_04_33_22

photo_2018_03_26_16_37_14

photo_2018_03_28_12_36_34

photo_2018_03_29_15_23_36

89000

  مدتی‌ست مشغول خواندن و ترجمه‌ی سخنان خوب برخی از عکاسان و متفکرین قدیمی و جدید هستم. انگار هر کدام‌شان چکیده‌ای از کلیت کاری و فکری آنهاست. شاید توجهِ دقیق به آنها، اندکی بتواند عکاسی، این پدیده‌ی پیچیده و سخت را روشن و معنا سازد. عکاسی در اشکال و کاربردهای مختلفش ظواهر و معانیِ متفاوتی به خود می‌گیرد. آنجا که سعی داری حقیقتی را با عکس بیان کنی دقیقاً به سبب خصیصه‌های ذاتی‌اش ناموفقی و زمانی‌که می‌خواهی بواسطه‌ی آن حرفی بدیع و نو و به اصطلاح هنری بزنی دوباره اسیر محدویت‌هایش می‌شوی. جائی می‌خواندم که عکس می‌تواند شعر باشد یا اینکه عکس را با توجه معیارها و مؤلفه‌های غیر از خودش می‌سنجیدند و آموزش می‌دادند؛ خب این موضوع مسئله‌ی دردناکی‌ست! در حالی‌که عکس در وهله‌ی نخست پدیداری متعین است و بی‌ادعا و به ظاهر ساده و گویا: تصویرِ شیء یا ناشیء، یا به یک معنا خودآئین، عده‌ای آنرا به طرزی عجیب‌و‌غریبی تعریف می‌کنند! از این رو بد نیست به نقل‌قول‌های زیر توجه‌ای داشته باشیم. آنها برخی از جنبه‌های عکس و عکاسی را تحلیل می‌کنند و به بحث می‌گذارند. از آنها چنین می‌توان برداشت کرد که عکاسی ارزشمند (در دو حوزه‌ی هنری و مستند) در درجه‌ی اول از طریق تأمل ویژه در ذات عکس و دوربین عکاسی و نحو‌ه‌ی عمل کردن آنها حاصل می‌گردد و هر گونه گریز از آنها و درنظر نگرفتن‌شان در خلال جریان عکاسی و الصاق مفاهیم نامرتبط بدان و خوانش آن با معیارهای مدیوم‌های دیگر، راه به جائی نخواهد برد. بگذریم، امیدوارم این جملات به کارتان آید و مفید بیفتد.

توماس روف: معتقدم عکاسی فقط می‌تواند سطح چیزها را بازتولید کند. در عکاسی پرتره نیز همین اتفاق رخ می‌دهد. دقیقاً به همان شکلی که از یک مجسمه‌ی گچی عکس می‌گیرم از اشخاص هم عکاسی می‌کنم.

لوئیس بالتز: وجود سند عکسی ایده‌آل منوط به عدم حضور مؤلف یا هنر است.

الن سکولا: عکس سخنی ناقص است؛ پیامی که خوانایی‌اش وابسته به وضعیت‌ها و پیش انگاشت‌های برونی است.

ویلیام اگلستون: می‌خواهم تصویری ارائه کنم که قطع نظر از چیزی که به تصویر درآمده بتواند معطوف به خودش باشد. هرگز ذره‌ای به این حقیقت که عکس نشان‌دهنده‌ی نوازند‌ه‌ی جاز یا یک گوشه‌ی خیابان یا چیزی است، علاقه نداشته‌ام.

ادوارد وستون: یک عکس هیچ ارزشی نخواهد داشت مگر اینکه دقیقاً همانند یک عکس و نه هیچ چیز دیگری، به نظر آید.

سیندی شرمن: نمی‌خواستم اثری فاین‌آرت تولید کنم و علاقه‌ای هم به رنگ و نقاشی نداشتم. در جستجوی چیزی بودم که هر کسی بدون داشتن شناختی از هنر معاصر بتواند با آن ارتباط برقرار کند. به چاپ‌های قیمتی یا رویکردهای آرشیوی فکر نمی‌کردم. دوست نداشتم کارم همچون کالا به نظر آید.

گریگوری کرودسون: نخست عکس‌هایم باید زیبا باشند اما زیبایی کافی نیست. می‌کوشم تا آنها نمایانگر ردی نهانی از اضطراب، تنهایی و ترس باشند.

ولفگانگ تیلمانس: برای من اصالت واقعی عکس‌ها در این است که آنها غالباً موضوع پیش‌روی دوربین را دستکاری می‌کنند و درباره‌ی آن دروغ می‌گویند اما هرگز درباره‌ی مقاصد پشت دوربین دروغ نمی‌گویند.

استیون شور: فکر می‌کنم بیشتر عکاسان جدی می‌دانند که شکافی سترگ میان جهان و چگونگی به نظر آمدن آن در عکس وجود دارد.

هیلا بخر: از دید من عکاسی به دلیل ذاتش، عاری از ایدئولوژی است. عکاسی با ایدئولوژی فرو خواهد ریخت.

ریچارد اودون: همه‌ی عکس‌ها دقیق‌اند اما هیچکدام حقیقت نیستند.

ژان بودریار: وانموده خبر از تفاوت میان امر درست و نادرست؛ امر واقعی و ناواقعی می‌دهد.

ویکتور برگین: برخلاف زیبایی‌شناسی سده‌ی نوزدهم که هنوز بر شمار زیادی از تعالیم و نوشته‌های عکاسی سیطره دارد، نشانه‌شناسی ثابت کرده که عکس نه یک فرم ناب است و نه پنجره‌ای رو به جهان؛ و نه گواهی بر وجود یک مؤلف. بر پایه ی یک کارکرد مهم اجتماعی، عکس جای کنش‌ورزی است؛ فضایی ساخت‌یافته که خوانشگر خود را درون آن می‌بیند و بواسطه‌ی کدهائی که با آنها آشناست، عکس را معنا و تفسر می‌کند.

یوسف کارش: شخصیت همانند عکس در تاریکی آشکار می‌گردد.

گری وینوگراند: عکس توهمی از بازنمود واقعیِ تکه‌ای از مکان و زمانی است که دوربین در گذشت آنرا دیده است.

جفری بچن: همه‌ی ما مایلیم جوری به عکس‌ها نگاه کنیم که انگار حقیقتاً از طریق یک پنجره‌ی دو بعدی مشغول تماشای بخشی از جهان برونی هستیم. تقریباً این امر یک جبر ادراکی‌ست؛ برای اینکه بفهمیم عکس درباره‌ی چیست، نخست می‌بایست جلوی آگاهی‌مان از آنچه عکس بی‌درنگ نشان می‌دهد را بگیریم.

توماس استروس: واژه‌ی مجموعه، ضمیمه‌ای خرد و حقیر است. مجموعه ادعا دارد انگار که یک تصویر فاقد ارزش است و می‌بایست درون مجموعه‌ای جای گیرد تا بدان ارزشی داده شود. مثلاً شما نمی‌گویید جیمز جویس یک مجموعه کتاب نوشت.

سالی مان: عکس‌ها درها را به گذشته می‌گشایند و نیز امکان نگریستن به آینده را فراهم می‌آورند.

منبع: photoquotations.com 

صفحه 1 از 7
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی