گفتگویی با رینیکه دایکسترا

رینیکه دایکسترا عکاس هلندی به عکاسی مجموعه‌ای و تمرکز بر پرتره‌های ویژه تمایل دارد. او نقاط مهم زندگی افراد را عکاسی می‌کند، مثل زنان پس از زایمان در مجموعه‌ی «مادران»، نوجوانان بالغ و نابالغ در ساحل در مجموعه‌ی «ساحل» و سربازان جدید در مجموعه‌ی «سربازان اسراییلی». سوژه‌های او با پس‌زمینه‌ای ساده، مقابل دوربین ایستاده‌اند و به آن نگاه می‌کنند. سادگی عکس‌ها، وادارمان می‌کند که تمام توجه‌مان را بر سوژه‌ی تنهای عکس بگذاریم. از دایکسترا دو کتاب منتشر شده است: رینیکه دایکسترا: پرتره‌های ساحل و رینیکه دایکسترا: پرتره‌ها. عکس‌های او در موزه‌های دنیا به نمایش درآمده‌اند.


001

OLIVIER, CAMP RAFALLI CALVI, CORSICA, JUNE 18, 2001

چه زمانی به عکاسی علاقمند شدید؟

می‌خواستم در رشته‌ی هنر و صنایع دستی معلم شوم، اما احساس خوبی نسبت به آن رشته نداشتم تا اینکه روزی یک از دوستانم دوربینش را به من قرض داد. دقیقاً همان چیزی بود که دنبالش می‌گشتم! نوزده سالم بود. برای آشنایی با نکات فنی دوربین در یک دوره‌ی آموزشی شرکت کردم، بعداً به یک مدرسه‌ی هنری در آمستردام هلند رفتم. همیشه مشاهده کردن را دوست داشتم. بچه که بودم ذهنم مشغول تماشای کسانی می‌شد که بهم زل می‌زدند.

به نظرتان تبحر و مهارت در مسائل فنی مهم است؟

بستگی به نوع عکاسی‌تان دارد. دانستن نکات فنی، متناسب با کاری که می‌خواهید انجام دهید، حائز اهیمت است. مثلاً در عکس‌هایم چگونگی استفاده از فلاش و نور بسیار مهم است. این موضوع را خودم به تدریج آموختم، هرگز تمام چیزهایی که در آکادمی گفته می‌شد را نفهمیدم. برای اینکه بتوانم اصالت و واقعی‌بودن سوژه را به تصویر بکشم، به دنبال افرادی می‌گردم که چیز خاصی دارند. البته نمی‌دانم آن چیز دقیقاً چیست؛ در حقیقت این مسئله امری شهودی‌ست. برای مثال، دلیل عکاسی از بچه‌ها در تیرگارتن برلین این بود که آنها سرگرم بازی بودند و من با دیدن آنها توانستم به راحتی بشناسم‌شان‌ و درک‌شان کنم ضمن اینکه داشتم ازشان عکاسی هم می‌کردم. همواره در جستجوی لحظه‌‌ای صریح و بی‌پرده‌ام: زمانی که سوژه‌ها فراموش می‌کنند خودشان را جلوی دوربین کنترل کنند. وقتی با دوربین ۵×۴ اینچ عکاسی می‌کنید چون به تمرکز زیادی از طرف عکاس و سوژه نیاز است، سوژه دچار نوعی خلسه می‌شود. حتی یک تکان کوچک بدین معناست که باید دوباره فوکوس کنید. حتماً باید بتوانم با سوژه‌هایم ارتباط برقرار کنم. برای مثال، زمانی‌که از دختران در بازکلاب لیورپول در انگلستان عکاسی می‌کردم توانستم با آنها ارتباط برقرار کنم. سعی کردم کارهایی که این دختران در کلاب انجام می‌دهند را در کلابی دیگر تمرین کنم که البته دقیقاً همان چیزی که می‌خواستم نشد.

700

Rineke Dijkstra: Beach Portraits

در رابطه با تغییرات سوژه چه چیزی توجه‌تان را جلب می‌کند؟

به گمانم عکاسی واقعاً به شما این امکان را می‌دهد تا تغییرات سوژه را مورد مطالعه قرار دهید. وقتی داشتم از الیور (مرد فرانسوی که در لژیون خارجی فرانسه نام‌نویسی کرده بود) عکاسی می‌کردم، هر بار به دیدنش می‌رفتم، اصلاً تغییری نکرده بود. ولی در پرتره‌ای که از او گرفتم می‌توانید تغییر را در چشمان، قیافه و حالتش ببینید؛ تغییراتی که نامحسوس‌اند اما می‌توانید آنها را به وضوح ببنید.

در سوژه‌های‌تان به دنبال چه چیزی هستید؟

پیش از عکاسی از سوژه، مهم است بدانم که آیا مکان مدنظر مناسب هست یا نه. بعداً سوژه را در آن مکان در می‌یابم و از کنش او آغاز می‌کنم. وقتی سوژه‌ها برایم پز می‌گیرند، مداخله‌ی زیادی در حالت آنها نمی‌کنم.

وقتی مشغول عکاسی هستید هدف‌تان چیست؟

می‌خواهم چیزهایی را نشان بدهم که ممکن است در زندگی عادی آنها را نبینید. من چیزهای معمولی‌ را به شکلی خاص نشان می‌دهم. می‌خواهم آدم‌ها به شیوه‌ای متفاوت و جدید به زندگی نگاه کنند، البته این دیگرگون دیدن همیشه باید استوار بر واقعیت باشد. مهم است که قضاوت نکنیم و امکان تفسیر را فراهم آوریم. به عنوان مثال در مجموعه‌ی آلمریسا، مهاجر جوان بوسنیایی که اولین عکس پرتره‌‌ی او را در آغاز دهه‌ی 90 گرفتم، نکته‌ی اصلی پروژه این بود که جزییات پیرامون او مثل دکور آپارتمان را نشان ندهم. اگر بیش از حد زندگی شخصی سوژه را در عکس بگنجانید، بیننده فوراً بدون هیچ پرسشی همه چیز را بعنوان واقعیت سوژه می‌پذیرد و هیچ نمی‌گوید اما اگر از نمایش جزئیات صحنه بپرهیزید بیننده مجبور خواهد شد به جزئیات ریزتری مثل نحوه‌ی بسته شدن بند کفش یا رژ لب یا حالت او توجه کند. این موارد دقیقاً برای عکس پسربچه در بندر ادسای اوکراین هم رخ داده است. شما می‌توانید با گذاشتن سطل آشغال یا گربه‌ای ولگرد در عکس او را فقیر نشان بدهید اما قضیه برای من چیز دیگری است؛ هدف من پرداختن به ریزه‌کاری‌هاست و این موضوع که شما در حقیقت باید خودتان عکس را بخوانید و به سرنخ‌هایی درباره‌ی سوژه برسید. بدین ترتیب عکس برای هر تماشاگری بی‌طرف و بی‌نظر خواهد بود. عکس‌ها را زمانی که دموکراتیک‌اند، می‌پسندم. دریافته‌ام که اگر ایده‌ی مشخصی در عکاسی پرتره نداشته باشید، آنها بهتر از آب در می‌آیند. باید چیزهایی که اتفاق می‌افتند را بپذیرید. اگر بخواهید چیزی را با تقلا و زور در عکس مطرح کنید، همواره مولد تصویری تک بعدی خواهید بود.

Almerisa_1

Almerisa Series 

ایده‌ی مجموعه‌ی ساحل چگونه شکل گرفت؟

حدود 15 سال پیش لگن خاصره‌ام شکست و برای فیزیوتراپی به استخر رفتم. بعد از شنا از خودم سلف‌پرتره می‌گرفتم. از اینکه در حال ثبت چیزی ناخودآگاه و طبیعی در یک عکس بودم کاملاً راضی و شگفت‌زده بودم؛ چیزی که از عکس‌های تاجران قابل‌پیش‌بینی و ملال‌آوری که تا آن موقع عمدتاً از آنها عکاسی کرده بودم، فرسنگ‌ها فاصله داشت. آن زمان به عکاسی از آدم‌ها در لحظاتی که کاملاً درون یک پز فرو رفته‌ بودند، علاقمند شدم. به محض اینکه عکاسی با چنین نگرشی را شروع کردم متوجه شدم بهتر است که مجموعه‌ای کار کنم به دلیل اینکه مجموعه بود که مرا به ادراک بهتری از موضوع می‌رساند.

از چه ابزای استفاده می‌کنید؟

از یک دوربین قطع بزرگ ۵×۴اینچ، یک لنز استاندارد و یک سه‌پایه استفاده می‌کنم. نگاتیوها هم‌اندازه‌ی کارت پستال هستند. آنها کنتراست و جزییات شگفت‌انگیزی دارند. نتیجه‌ی نهایی این است که عکس‌تان تقریباً از واقعیت، واقعی‌تر است.

چگونه نورهای‌تان را تنظیم می‌کنید؟

آن اوایل تجهیزات نورپردازی پیچیده و زیادی داشتم زیرا فکر می‌کردم هر چه نورها بیشر باشد عکس بهتر خواهد شد. الان از کمترین نور ممکن استفاده می‌کنم. نور اصلی من نور روز است و از نور فلاش تنها برای پر کردن سایه‌ها استفاده می‌کنم. از فلاشی استفاده می‌کنم که با باطری کار می‌کند و مناسب کار در فضاهای داخلی و خارجی هست.

از هر سوژه چند فریم عکاسی می‌کنید؟

معمولاً از هر سوژه 4 یا 5 صفحه تخت عکاسی می‌کنم اما گاهی اوقات امکان دارد از پنج آدم متفاوت در پارک عکس بگیرم. به طور تجربی متوجه شده‌ام که نباید صرفاً به امید سوژه‌ی مطلوب و آرمانی نشست، باید کار را شروع کرد، سپس غرق در عکاسی و محیط می‌شوم. در حقیقت این یک فرآیند است که تدریجاً به سرانجام می‌رسد. به عنوان مثال عکسی که از یک دختربچه در بارسلونا گرفتم در پایان یک روز کاری پیش آمد. آن روز عملاً عکاسی‌ام تمام شده بود که یک مرتبه او را دیدم. با پدرش بود و سوار بر روروکش؛ به من زل زده بود و انگار داشت می‌گفت: «چکار می‌کنید؟» و دقیقاً همین نگاهش را در عکس ثبت کردم. درست همان چیزی که در جستجوی‌اش بودم. چنین عکسی باید قاطع و باورپذیر باشد نباید زوری و تصنعی به نظر برسد بلکه باید همچون عکس اسنپ‌شات باشد؛ در واقع هر گاه به آن عکس نگاه می‌کنیم نباید تصور شود که همه چیز صحنه‌آرایی شده است. باید سوژه را همان‌گونه که هست عادی فرض کنید و سوژه هم هر طوری شده کاملاً طبیعی باشد.

29f5951d

PARQUE DE LA CIUDADELA, BARCELONA, JUNE 4, 2005


چگونه تصاویرتان را ویرایش می‌کنید؟

نگاتیوها را اسکن و تا جایی که ممکن است بزرگ می‌کنم آنگاه برای دو هفته آنها را رها می‌کنم زیرا برای دیدن و قضاوت بهتر راجع به آنها به زمان احتیاج دارید. برایم پیش آمده که عکسی گرفتم و فکر می‌کردم اصلاً به درد نمی‌خورد ولی سه سال بعد به این نتیجه رسیدم که عکس بسیار خوبی هست. شاید علت این موضوع در ارتباط با داشتن ایده‌ای باشد که از برآورده نشدن آن ناامید شده‌اید اما بعداً متوجه شده‌اید که براستی ثبت آن عکس از خوش‌شانسی شما بوده است. اما بطور کلی از اینکه نور، بیان چهره و حالت بدن مناسب باشد، اطمینان حاصل می‌کنم.

منبع الهام و انگیزه‌تان چیست؟

کار عکاسان پرتره‌ی معاصر نظیر توماس استروس، پل گراهام و جودیت جوی روس و نیز عکاسان نسل قدیمی‌تر بویژه دیان آربس، آگوست ساندر را می‌پسندم اما بیشتر به کار نقاشان کلاسیکی مثل رامبرانت، ورمیر و ورشپرانک در موزه‌ی رایکس آمستردام نگاه می‌کنم. به نظرم در این نقاشی‌ها نور و نیز مؤلفه‌های روان‌شناختی و احساسی، شگفت‌انگیز و باور‌نکردنی هستند. من تماشای کلاسیک‌های قدیمی را به آثار هنری معاصر‌ ترجیح می‌دهم.

photo_2017_06_29_19_09_32

by judith joy ross

photo_2017_06_29_19_10_59

‌By Rineke Dijkstra

چه فرم هنری‌ای به عکاسی نزدیک‌تر است؟

شاید مجسمه. گمان می‌کنم مهم است که به شیوه‌ای انتزاعی‌تر به عکاسی بنگریم و آنرا بفهمیم؛ یعنی اینکه بتوانیم چیزی آن سوی تصویر را در خیال آوریم، انگار که سه‌بعدی باشد.

چرا عکس‌های‌تان را در سایز بزرگ چاپ می‌کنید؟

مایلم عکس‌ها عظیم و یادمانی باشند خصوصاً به شکل آثار موزه‌ای. البته این موضوع هم مهم است که وقتی روبروی عکسم می‌ایستید، بخواهید به آن نزدیک‌تر شوید. وقتی عکس‌ها خیلی بزرگ‌اند تماشاگر دوست دارد از فاصله‌ای مشخص به آنها نگاه کند. دوست دارم عکس‌هایم را به اندازه کافی بزرگ چاپ کنم تا بیننده از یک فاصله مشخص آنها را ببیند اما از طرفی سعی می‌کنم به اندازه‌ی کافی کوچک هم باشد تا برای دیدن همه‌ی جزئیات آن جلوتر بیایید. فکر می‌کنم در آن جزئیات داستانی ناب وجود دارد. که این امر با نزدیک شدن محقق می‌گردد.

9000

آیا تا به حال عکاسی سفارشی (ادیتوریال) انجام داده‌اید؟

زمانی‌که مدرسه‌ی هنر را رها کردم برای مجله‌ها و روزنامه‌ها پرتره می‌گرفتم اما برایم کار سختی بود زیرا باید عکس‌های واقعی‌تر و مستدل‌تری می‌گرفتم که فقط در مورد عقاید یک فرد مشخص نبود بلکه در ارتباط با همگان بود. در آن دوره با مسائل فنی، چگونگی ارتباط با مردم و سرعت‌ العمل در عکاسی آشنا شدم اما اکنون بیشتر مایلم روی پروژه‌های شخصی‌ام کار کنم. گهگاه سفارش‌های مجله‌ی نیویورک تایمز را انجام می‌دادم.

آیا فکر می‌کنید که هر کسی می‌تواند یک شیوه‌ی خاص دیدن را بیاموزد؟

بله، هر کسی می‌تواند به آن دست یابد. دیان آربس می‌گفت شما فقط باید موضوعی را انتخاب کنید و عکاسی از آن را تا زمانی‌که به نتیجه برسید، ادامه دهید. همیشه به عنوان نقطه‌ی آغاز باید علاقه‌مندهای خودتان مدنظر قرار دهید؛ درست شبیه این است که درون گروهی هستید: شما یقیناً به کسانی در آن گروه می‌نگرید که به نظرتان بهترین هستند. همین اتفاق در عکاسی هم رخ می‌دهد، شما از آنچه دوستش دارید عکس خواهید گرفت. علاقه به موضوع واقعاً مهم است.

در عکاسی چه چیزی بیشتر شما را برانگیخته می‌کند؟

عاشق این هستم که در لحظه‌‌ای درست حضور داشته باشم؛ زمانی‌که همه چیز در صحنه هماهنگ می‌شود و آن لحظه‌ی مناسب شکل می‌گیرد. در آن لحظه واقعاً چیزها را عیان‌تر می‌بینید. اما از طرفی می‌توانم هفته‌ها را در پارک سپری کنم بدون اینکه چیز جذابی ببینم و هرگز ندانم که آن چیز چیست چون‌که آن لحظه به آسانی رخ نمی‌دهد یا اینکه من آنرا ندیده‌ام.

چه عاملی یک عکس را از عکسی دیگر متمایز و برجسته‌تر می‌سازد؟

هر گاه وجوه فرمال عکس مثل نور، رنگ، کمپوزیسیون و نیز وجوه غیرفرمال مثل نگاه خیره یا ژست در هماهنگیِ صحیحی باشند، آن عکس بیشترین اثرگذاری را خواهد داشت. علاوه بر اینها، در عکس‌هایم در جستجوی سکوت و آرامش هستم. زمانی عکس‌ها را می‌پسندم که در آنها همه چیز به جوهرش فرو کاسته شود. سعی ما از ثبت چیزها رسیدن به اوج و فرازگاه آنهاست؛ لحظه‌ای از حقیقت.

234
Self Portrait, Marnixbad, Amsterdam June 19, 1991


توضیحات:
این مطلب ازسایت popphoto.com ترجمه شده است.
مترجم: امیدواری
هیچ نظری برای این مطلب وارد نشده است!
:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.