پل گراهام

7878

عکس از پل گراهام

«گاهی مرا عکاس مستند می‌نامند اما... تحت این عنوان می‌توان در پس یک نقاب، لذتی رندانه برد؛ اغلب وقتی سرگرم انجام کاری هستم همزمان در اندیشه‌ی انجام کاری دیگرم.» (واکر اونز)

پل گراهام (بریتانیایی، متولد ۱۹۵۶) جزو آن نسل از عکاسانی است که پیش از آنکه این رسانه بخشی از هنر معاصر بشود، بدان پیوست. در حالی‌که هنرمندان عکس‌ـ‌ بنیادِ متأخر به خاطر استفاده از عکاسی در آثارشان، به عکاسی روی آورده بودند، این گروه مستقل (عکاسان برجسته‌ای مثل نن گلدین، آندریاس گرسکی، رینکه دایکسترا، توماس اشتروث و فیلیپ لورکا دی‌کرشا) از عکاسی به منزله‌ی یک ابزار هنری منحصربفرد استفاده می‌کردند. در آن‌زمان عکاسی به‌آسانی در قلمروِ کار هنرمندان جای نمی‌گرفت اما اصالتاً به عنوان حوزه‌ی هنریِ یگانه‌ای شناخته می‌شد.

در آغاز دهه‌ی هشتاد پل گراهام از نخستین عکاسانی بود که در ژانر عکاسی مستند از رنگ استفاده کرد. او در سال‌‌های ۱۹۸۱ و ۱۹۸۲ مجموعه‌ی A1، جاده‌ی شمالی بزرگ را به پایان رساند. این مجموعه شامل عکس‌هایی رنگی از طول جاده‌ی بریتانیایی A1 است که تأثیر شگرفی بر سنت عکاسی سیاه‌و‌سفید رایجِ آن زمانِ بریتانیا گذاشت. این مجموعه به علاوه‌ی عکس‌های دیگر پل گراهام در دهه‌ی هشتاد (تصاویر رنگی دو مجموعه‌ی فراتر از مراقبت از بیکارها و مناظر حزبی علامت‌دار در سرزمین رنجور) با بسط زبان دیداری عکاسی رنگی و چگونگی احتمال تأثیرگذاری آن، جان تازه‌ای به این حوزه‌ی عکاسی بخشیدند و آنرا گستراندند. خیلی زود بسیاری از عکاسان بریتانیایی به عکاسی رنگی علاقمند شدند مثل ریچارد بیلینگام، تام وود، پل سی‌رایت، آنا فاکس، سایمون نورفلک و نیک وپلینتون.

از اواخر دهه‌ی هشتاد به بعد گراهام از بریتانیا فاصله گرفت اما کماکان به همان رویکردش یعنی بررسیِ مقولاتی که در آنها وجوه توصیفی و هنری عکاسی در هم آمیخته می‌شد، ادامه داد. مجموعه‌ی اروپای جدید (۱۹۹۳-۱۹۸۸) با نگاهی شاعرانه به تنش میان شبح تاریخ و سودای ابرقدرتِ اقتصادی‌شدن اروپای غربی می‌پردازد. مجموعه‌ی بهشت پوچ (۱۹۹۵-۱۹۸۹) با دقت رابطه‌ی میان شوک تاریخی و جهان فانتزیِ کودک‌‌وار ژاپن را مورد ملاحظه قرار می‌دهد؛ مضمونی که بعداً تبدیل به رکن اصلی جنبش Superflat هنر معاصر ژاپن شد. گراهام در اکثر کارهای اخیرش ظرفیت تصویر عکسی را بررسی می‌کند به عنوان مثال در پرتره‌هایی که از جوانان در قالب مجموعه‌ی پایان یک دوره (۱۹۹۸-۱۹۹۶) گرفته، عکس‌هایی محو و واضح به ثبت رسانده یا در مجموعه‌ی شب آمریکایی (۲۰۰۳-۱۹۹۸) به واسطه‌ی تصاویر اوراکسپوزِ نزدیک به سفید، چشم‌انداز و شکاف اجتماعی جامعه‌ی آمریکا را آشکار می‌سازد. گراهام سال ۲۰۰۲ به ایالات متحده رفت و مجموعه‌ی دیگرش به نام سوسوی امکان (۲۰۰۶-۲۰۰۴) را کامل کرد. گراهام در سوسوی امکان ضمن اینکه جریان زمان را در قالب عکس‌های مختلف از یک موضوع نشان می‌دهد، لحظه‌های روزانه‌ی زندگی را در آمریکای امروز به تصویر می‌کشد و در نهایت مجموعه‌ی اکنون این سه‌گانه‌ی آمریکایی را تکمیل می‌کند؛ عکس‌های این مجموعه در خیابان‌های نیویورک در دو لحظه‌ی مختلف با کادری تقریباً یکسان گرفته شده‌اند. این آثار دو لَتی تنها بواسطه‌ی کسری از ثانیه از هم متمایز می‌گردند با این وجود فوکوس بخصوص‌شان روی موضوعات برداشت ما از آنها را تغییر می‌دهد.

در هر کدام از این سه‌گانه‌‌ی آمریکایی (شب آمریکایی، سوسوی امکان و اکنون) یکی از سه دکمه‌ی اصلی دوربین یعنی دیافراگم، شاتر و فوکوس، نقش مهمی را ایفا می‌کنند. همان‌طور که دیافراگم کنترل‌کننده‌ی نور است، شاتر برای زمان و فوکوس، مشخص‌کننده‌ی چیزی که قرار است دیده شود، این سه گانه را نیز می‌توان اینگونه تعریف کرد: به کار گرفتن و پرداختن به نور، زمان و آگاهی.

 از سایت پل گراهام: paulgrahamarchive.com

هیچ نظری برای این مطلب وارد نشده است!
:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.