هری کلاهان؛ درون‌گرا و شاعر‌پیشه

666

                               هری کلاهان، پراویدنس، 1968

برای هری کَلاهان‌، عکاس درون‌گرا و خود‌‌ انگیخته‌ی آمریکایی‌، خرید نخستینِ دوربینِ عکاسی‌اش در سال 1932 و آشنایی با همسر آینده‌اش، الینور در سال 1938‌، دو رخداد حیاتی محسوب می‌گردد. بعدها الینور و دخترش باربارا به سوژه‌ی اصلی بسیاری از عکسهای تحسین‌برانگیز کلاهان تبدیل شدند. هری در خانواده‌ای کشاورز، در دیترویتِ میشیگان چشم به جهان گشود. او که از جمله عکاسان تأثیرگذار سده‌ی بیستم است و حضور رسانه‌ی عکاسی در قلمرو هنر، مدیون تلاش‌های اوست، بر آن بود تا از تمامی ظرفیت‌های رسانه‌ی عکاسی جهت تبیین نگره‌های ذهنی و فلسفی‌اش بهره گیرد. از این رو در خلق عکسهایش علاوه بر ثبت عکسهای ساده، از تکنیک‌ مالتی اکسپوژر و جلوه‌های دیداریِ سیلوئت و انتزاع نیز استفاده می‌کرد. عکس‌های او شامل موضوعات گوناگونی همچون پرتره‌های همسرش الینور و دخترش باربارا، عابرین پیاده‌ی ناشناس، چشم‌اندازهای طبیعی‌‌ یا شهری و عکسهای آبستره می‌شود که به صورت سیاه‌و‌سفید و رنگی گرفته شده‌اند. گستره‌ی وسیع موضوعات عکاسی‌شده توسط کلاهان، به نحوی که دربردارنده‌ی سویه‌ای سوبژکتیواند، بیانگر ذوق و قریحة سرشار اوست. جستار پیش‌رو نگاهی اجمالی به برخی از عکس‌های این عکاس دارد تا به مدد این گذار بتواند دریچه‌ای به ‌جهان دیداری وی بگشاید.

الینور و باربارا

87

هری کلاهان، الینور

در خلال دهه‌های ۴۰، ۵۰ و ۶۰ الینور و نیز باربارا دخترش که در سال ۱۹۵۰ به دنیا آمده بود، موضوع اصلی عکسهای کلاهان بودند. او از الینور و باربارا در مکان‌های مختلفی عکاسی کرده است: در خانه، خیابانها و مناظر؛ تنها یا با دخترش باربارا؛ رنگی و سیاه‌و‌سفید؛ برهنه و بالباس. بنا بر گفته‌های کلاهان، «آنها چندان موافق این نبودند که پیوسته جلوی دوربین قرار بگیرند. برای آنها سرگرمی جالبی نبود بلکه آنها تنها همکاران خوبی برایم بودند.» کلاهان در ملاقاتی که در سال ۱۹۴۶ با آلفرد استگیلیتز‌1 داشت، عکسهای او از زنِ نقاش‌اش، جورجیا اُکیف را می‌بیند و شیفته‌ی آنها می‌گردد و به تأسی از آنها، از همسرش الینور و دخترش باربارا عکاسی می‌کند. اما پرتره‌های الینور در قیاس با پرتره‌های اُکیف با وجود داشتن همانندیهای آشکار، نمایانگر تفاوت‌های محتوایی و فرمی‌اند. در قاب‌های کلاهان تنها شاهد حضور الینور نیستیم گاهی مواقع باربارا هم کنار مادرش هست اما اکیف تنها بازیگر حرفه‌ای عکسهای استیگلیتز است. اکیف که عاشق و دلباخته‌ی استیگلتز بود در عکسها هنرمندانه ایفاگر نقشها و حالات گوناگون می‌شد. در حالی که الینور بیشتر خود واقعی‌اش را در عکسها به نمایش می‌گذارد؛ منفعل و سرد. او برخلاف همتای خود اکیف، در برخی مواقع پشت به دوربین دیده می‌شود. در برخی از عکسهای الینور، کلاهان از الینور و باربارا فاصله می‌گیرد اما استیگلیتز اکیف را به دوربین نزدیک می‌کند؛ دوربینی که در ارتباط و تعامل با ذهنیات هر دو عکاس عمل می‌کند. تفاوت اساسیِ دیگری که در عکسهای این دو از همسرانشان مشاهده می‌گردد، پس‌زمینه‌های بکار گرفته شده توسط آنهاست. به نظر می‌رسد هری کلاهان با دیدن عکسهای طبیعت اَنسل اَدمز مایل بود این تأثیرپذیری را به وجهی دیگر و نه فقط با پیروی محض از عکسهای طبیعت ادمز، در کارهایش نشان بدهد. از این رو در برخی از عکسها، الینور در بستر طبیعت دیده می‌شود؛ گاه در مقیاسی کوچک نسبت به کادر عکس. در سوی دیگر، اکیف در نماهایی به سبک پرتره‌های کلاسیک همراه با دستانی حالات داده شده دیده می‌شود.

234

                                           شیکاگو، ۱۹۴۹، هری کلاهان  

98

جرجیا اکیف، دست‌ها‌، ۱۹۱۸‌، آلفرد استیگلیتز


افزون بر عکسهایی که او از بدن برهنه‌ی الینور از زوایای مختلف گرفته تا دلبستگی سرشارش به او را در قالبی دیداری جستجو نماید، از همسرش در نماهایی عکاسی کرده که دلمشغولی‌های فرمال او را نیز بیان می‌کند. در عکس الینور و باربارا، شیکاگو، ۱۹۵۳، چنانچه مشاهده می‌گردد، او همسر و دخترش را در میانه‌ی کادر قرار داده و در یک ترکیب‌بندی منسجم عناصر بصری عکس را سازماندهی کرده است. طیف بی‌شمار خاکستری‌ها‌، سطوح هندسی عکس را در بر گرفته و کنتراست نسبتاً زیاد چشم نوازی می‌کند. در عکسی دیگر در همین مکان، کلاهان آن دو را کمی عقب‌تر و در موقعیت‌هایی متفاوت نسبت به عکس قبلی، قرار داده و عکاسی کرده است. اینگونه می‌توان استنباط کرد که در عکسهایی بدین شکل و مضمون، کلاهان در جستجوی تمایلات فرمالش در عکسهاست، آنگونه که در عکسهای انتراعی او هم نظاره‌گر آن هستیم. او در اینجا الینور و باربارا را صرفاً در مقام ابژه می‌بیند یا اینکه بدین روش در پی شناخت و کشف امکانهای دوربین عکاسی‌ست.

________

       باربارا، شیکاگو، 1953    

______111

الینور و باربارا، شیکاگو، 1953


مالتی اکسپوژرها

__________3434

هری کلاهان، دیترویت


کلاهان با تجربة شیوه‌های مختلف عکاسی، وجه دیداری عکسهایش را گسترش داده است. او تقریباً از تمام موضوعاتی که به روش عادی عکاسی کرده، با تکنیک مالتی اکسپوژر نیز آنها را بر سطح مادة حساس به نور ثبت کرده است. او بوسیلة قابلیت خود دوربین و نه در تاریکخانه، این جلوه را روی عکسها پدید می‌آورد. بدیهی‌ست که انجام این کار بوسیلة دوربین دشوارتر از انجام آن در تاریکخانه است اما این سختی‌ها برای کلاهان که تجربه‌گرایی خلاق بود و مایل بود از تمامی ظرفیت‌های دوربینش نهایت استفاده را ببرد، آسان می‌نمود.

با نگاهی مختصر به تاریخ عکس‌های ترکیبی، که از همان آغاز پیدایی عکاسی به روش‌های مختلف توسط عکاسانی چون یوهان کارل ِانسلِن با عکس تصویر مسیح بر برگ، 1839، تا تجربیات پست‌مدرنیست‌های امروز ادامه یافته، درمی‌یابیم که هدف از آن مشروعیت هنری بخشیدن به عکاسی، بیان باورهای خرافی، تبلیغات و گسترش مرزهای رسانه بوده است. کلاهانِ ذوق‌ورز به نیت به تصویر کشیدن آن دسته تصاویرش که سویه‌هایی ذهنی‌تر داشتند، از این قابلیت استفاده کرد. 

مالتی اکسپوژرهای کلاهان شامل این موضوعات می‌شوند: ترکیب منظره و بدن برهنه، درخت، معماری، صحنه‌های خیابانی و الینور. این عکسها دلالت‌گرِ دلمشغولی‌های فرمال، آشفتگی‌های مبهم ذهنی و تجربة عکاسانه‌ی متفاوت  اوست.

در عکس شهر پراویدنس، 1966 که به روش مذکور گرفته شده، کلاهان چهرة بانوی جوان نگرانی را در مرکز قاب قرار داده و آن را با نمایی از یک پیاده‌رو نسبتاً شلوغ ترکیب کرده است. بیشتر عابرین به سمت راست کادر در حال حرکت‌اند ولی نگاه بانوی جوان به سمت چپ کادر پرتاب شده است. این عامل وقفه‌ای در نگاه بیینده به عکس ایجاد می‌کند و باعث می‌شود چند ثانیه‌ای به مرکز کادر و بانوی جوان چشم بدوزد اما بیننده به روشنی چیزی از عکس دریافت نمی‌کند. در مجموعه‌ی دیگری با عنوان زنان گم‌شده در افکار کلاهان با دوربین 35 میلیمتری و لنز تله، کلوزآپ‌هایی از چهره‌های زنان در خیابان‌های شیکاگو گرفته است؛ وجه اشتراک این عکس با عکسهای آن مجموعه در این است که کلاهان تلاش می‌کند تا از دل شلوغی شهر، چهرة نگران و مشوش زنان را به تصویر بکشد تا شاید پرده از شرایط آن روز زنان در جامعه بردارد. همانطور که پیش‌تر هم گفته شد الینور هم موضوع عکسهای مالتی اکسپوژر کلاهان بوده است.

23232323

                                پراویدنس، 1961، مالتی اکسپوژر                                                                        

90

هری کلاهان، زنان گمشده در افکار

در عکس الینور، 1942  او عکس پرترة همسرش را با عکسی از دیوار و نور ترکیب کرده است. الینور مثل سایر عکسها چهره‌ای سرد و منفعل دارد؛ شکاف‌های روی دیوار بروی یکی از چشمانش افتاده است و نوار سفید رنگ نوری به شکل اریب بروی صورتش نقش بسته است. عکس اطلاعات بیشتری برای فهم درباره‌گی‌اش به ما نمی‌دهد.

21212121


عکسهای رنگی

60

هری کلاهان، نیویورک

در دهة 70 کلاهان به عکاسی رنگی روی آورد. او عکسهای رنگی‌اش را در آتلانتا، مراکش و چند مکان دیگر گرفت. کلاهان در عکاسی رنگی هم به اندازة سیاه‌و‌سفید تبحر داشت و در این زمینه نیز عکسهای بی‌همتایی ثبت کرده است. فرم بصری نقاشی‌های ادوارد هاپر3، نقاش واقع‌گرای انگلیسی، شباهت آشکاری به عکسهای رنگی کلاهان دارد. در نقاشی معروف هاپر، صبح زود یکشنبه، 1930‌، نور، رنگ و ترکیب‌بندی هنرمندانه بکار گرفته شده‌اند. نور صبح رنگمایه‌ای گرم به فضای نقاشی بخشیده، همنشینی رنگهای مختلف به جذابیت بصری نقاشی افزوده و ترکیب‌بندی مدبرانه لذت تماشای این اثر را صد چندان کرده است. در سوی دیگر، کلاهان، در عکسِ شهر کانزاس، 1981، با گزینش هنرمندانة بخشی از فضای پیش‌روی دوربینش، بواسطة کادربندی دقیق، توانسته از همنشینی خطوط و سطوح دیوار با سایه تیرک‌های چراغ برق و درختان پیش‌زمینه، به تصویری ایده‌آل برسد. همانند نقاشی هاپر، نور موجب کشیده‌شدن سایه‌های عناصر موجود در عکس شده است. کنتراست بالا و رنگ قرمز مسلط، رنگمایه‌ای گرم و جذاب به عکس داده است. براستی که عکس خوش رنگ و لعابی‌ست. در عکسهای رنگی‌ کلاهان شاهد رنگهای زنده، سایه‌های بلند و گروه‌های مردم در خیابان هستیم. به نظر می‌رسد که این سرزندگی و پویایی عکس‌های رنگی کلاهان در مقابل سردی و ملال برخی از عکسهای سیاه‌و‌سفید او قرار می‌گیرد که این تفاوت بیانگر رهایی او از قرارگیری در یک چارچوب خاص دیداری و فکری است؛ در سال 1988 کتابی از عکسهای رنگی او منتشر می‌گردد.

هاپر، صبح زود یکشنبه، 1930‌

25

هری کلاهان، شهر کانزاس، 1981


طبیعت و خطوط

همانطور که پیشتر نیز بدان اشاره شد کلاهان پس از دیدن عکسهای انسل آدامز بر آن شد تا از طبیعت تصویری دیگرگون ارائه دهد. عکسهای طبیعت او دربرگیرندة نگاهی کمینه‌گرا، ذهنی و شاعرانه است. عکسهایی که کلاهان از علف‌ها گرفته، بافت‌های زیبایی هستند که تداعی‌گر برخی از نقاشی‌های جکسون پولاک2، یکی از پیشگامان جنبش اکسپرسیونیسم انتزاعی4 دهه‌ی 40 آمریکا هستند. نقاشی‌های پولاک و عکسهای کلاهان تقریباً در یک دوره‌ی تاریخی مشخص (حدوداً دهه های 40 و 50) و با فاصله‌ی زمانی اندکی از یکدیگر و در یک جغرافیای یکسان، آمریکا، خلق شده‌اند. همانندی بصری کارهای این دو جالب توجه است. عکس علف‌های کلاهان را با نقاشی رنگین کمان خاکستری پولاک مقایسه کنید تا بیشتر متوجه این همانندی هنرمندانه شوید.

__1
علف‌ها، هری کلاهان، 1950  

8901

رنگین کمان خاکستری، جکسون پولاک، 1953

تغزل‌های کلاهان با عکسهایش از ساحل، دریاچه و کویر گسترش می‌یابد. موضوعات این عکسها شامل این موارد می‌شود: حضور الینور در کنار ساحل، در بستر طبیعت و درون دریاچه؛ وقت‌گذرانیِ افراد در ساحل، تنهایی یک تور والیبال و غیره. او این عکسها را به روشهای مالتی اکسپوژر و عادی، با کنتراست‌های کم یا زیاد، با فاصله گرفتن یا نزدیکی به سوژه‌ها گرفته است. شاعرانگی سرشار اما سامان‌یافته‌ و مدیریت شده‌ی ‌بسیاری از این تصاویر به گونه‌ای است که احساسات و عواطف هر تماشاگری را بر می‌انگیزد که البته گاه شدت این برانگیختگی زیاد می‌شود به نحوی که منجر به بیانِ تعابیرِ سانتی‌مانتال افراطی می‌گردد! با این وجود، شرط انصاف نیست که به تماشای این شعرهای دیداری ننشینم و از آنها سخنی منظوم نگویم. کلاهان همچنین عکسهای گرافیکی خلاقانه‌ای از خطوط و ساقه‌ی گیاهان و چیزهای دیگر ثبت کرده که دیدن آنها لذت وافری نصیب بیننده می‌کند.

67890


9809890


خیابان

__________

هری کلاهان، خیابان واباش، شیکاگو، 1959

کلاهان در تمام مکان‌هایی که عکاسی کرده الینور و باربارا را فراموش نکرده است؛ او به هر سو می‌نگرد آنها را می‌بیند بویژه الینور. در عکسهای خیابانی کلاهان نیز شاهد حضورشان هستیم. در قیاس با عکسهای طبیعتش، این عکسها بواسطه‌ی حضور پرشمار عابرین پیاده و عناصر مختلف از پویایی خاصی بهره‌مند است. تقابل آدم‌های مختلف و سوی نگاه و حرکت آنها، باریکه‌های نور در دل تاریکیها، ویترین مغازه‌ها و مانکن‌ها، ترکیب‌بندیهای منسجم و با دقت، اشکال هندسی بناها، همنشینی رنگهای مختلف، حضور الینور و باربارا، تابلوهای مغازه‌ها، زاویه‌ی دید پایین و کنتراست‌های بالا، موضوعاتی‌ست که به وفور در عکسهای خیابانی او مشاهده می‌گردد. عکسها بصورت ساده و مالتی اکسپوژر ثبت شده‌اند. در این دسته از عکسهای کلاهان شاهد بازی‌های هنرمندانه و خلاقانه‌ی نور در پیاده‌روها و سر پیچ کوچه‌ها هستیم؛ گاه با حضور موکد عابرین و گاه تهی از هر چیز.

عکسهای کلاهان بازنمودهایِ محضِ ذهنیات و ایده‌هایش هستند؛ بی‌پروا و عیان. علی‌رغم اینکه نوشتار پیش‌رو عکسهای او را در قالب دسته‌بندی‌های مشخصی مورد مداقه قرار داده است اما با مروری کوتاه بر عکسها، در می‌یابیم که موضوعات اصلی آنها نظیر الینور، همنشین موضوعاتی دیگر شده است مانند: عکس الینور که با خیابان یا طبیعت ترکیب شده است. شیفتگی کلاهان به عکاسی از خطوط و فرم‌ها که شاهد جلوه‌گری آنها در عکسهای طبیعت و خطوط او هستیم، آنقدر زیاد است که عکاس از خطوط تن همسر خویش هم نمی‌گذرد. بدن برهنة همسر و دختر عکاس همواره به اشکال گوناگون در کارها دیده می‌شود. انگار هستی حقیقی کلاهان در عکسها معنا پیدا می‌کند؛ بهتر است بگویم مردم عادی در جهان زندگی می‌کنند اما کلاهان در عکسهای جهان. او در عکسهای دریا، عمیق‌تر به دریا می‌نگرد؛ برای او، بستر دیداری عکس‌ها مکان جالب‌تری برای بازی با اشکال، خطوط و رنگهاست و نیز در عکسهای الینور بیشتر شیفته و شیدای الینور می‌شود تا در جهان واقعی.

6767                                        الینور، پورت هورن 1942                                                                          

تیبا شفیعی [ ۲۰ مهر ۱۳۹۵ ]

خیلی ممنون امید عزیز باعث افتخار مایی ممنون خیلی جامع وکامل در مورد کالاهان صحبت کردی تو یه پروژه احتیاج به توضیحاتی در مورد کالاهان داشتم اینا واقعا کمکم کرد/ خواهش می کنم، لطف داری تیبا جان، خوشحالم از این بابت..


حسین اسماعیلی [ ۱۵ تير ۱۳۹۴ ]

درود و سپاس،
مدتها بود در مورد یک عکاس و آثارش این همه نقد و بررسی لطیف و دقیق نخوانده بودم، بسیار مفید بود.

ممنونم از لطفتون


فهیمه [ ۳۰ فروردين ۱۳۹۴ ]

درود
سپاس از اشتراک این یادداشت های خواندنی


کیارنگ علایی [ ۲۹ فروردين ۱۳۹۴ ]

سپاس امید عزیز که در میان منابع محدود و اندک فارسی، با نگارش این یادداشت خوب، به معرفی جامع کالاهان پرداخته ای.
پاسخ: سپاس از کیارنگ عزیز، معلم و دوست همیشگی‌ام...


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.